تبليغاتX
مسافر منتظر
 
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمْ :: اللّهُمَ كُنْ لِوَليِكَ الْحُجَةِ بْنِ الْحَسَنْ :: صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي ابائِهِ :: في هذهِ الساعَه وَ في كُلِ الساعَه :: وَلياً وَ حافِظا وَ قائِداً وَ ناصِرا وَدَليلاً وَعَيْنا :: حَتّي تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوعا :: وَتُمَتِعَهُ فيها طَويلا::****اي ماه بيا كه راه را گم كرديم ..... حتي سر چشمه هم تيمم كرديم..... اي واي قرار بود آدم باشيم ..... اما سر راه ميل گندم كرديم ..... روز وشب پنجره ها مونس نجواي تواند.... كوچه ها منتظران قد و بالاي تواند..... در وديوار در انديشه ياد تو اسير .... جاده ها ساكت و آرام پذيراي تو اند....فكر دل ناصبور مي كردي كاش .... تنگ است دلم ظهور مي كردي كاش ....بر پلك سپيد پنجره گرد نشست .... از كوچه ما عبور مي كردي كاش
بیا تا برایت بگویم...


اللهم عجل لولیک الفرج
اگر زتو دورم
چه باک؟
دل من که جغرافيا نميداند
اگر تيز رخش زمان ميگذرد
چه خيال؟
دل من که تاريخ نميخواند
به هرچه بوی تو میداد نظر کردم
تا دل تنگی ز تو
به نزد خود یابم
چه سود؟
دل من که تنگ نمی ماند
چرا که ذره ذره اش پر ز "تو" ست
دل من تا همیشه برای توست
××××××××××××××


پروفایل نویسنده
منوی اصلی
 
آخرین نوشته ها
 
مشغول چه کاری هستم؟
 
سایت های منتخب
 
پیوندها

 
آمار بازدید
 
سایر امکانات

 
الحمد لله
پنجشنبه 1384/11/27

امــــــــــــشب از اون شبهاست

از اون شبهایی که دوست دارم تا صبح بیدار باشم

یه آهنگی هم دارم گوش میدم که باعث میشه که تمایلی برای خوابیدن نداشته باشم

زمانی که مشکلی پیش میاد خیلی سراغ رازو نیاز با خدا میرم.

واقعا چقر من به یاد خدا هستم!!!

مشکل دقیقه 90 حل میشه!!!

تا جایی که یادم میاد اکثر گرفتاریها و مشکلاتی که واسم پیش میاد همیشه دقیقه 90 حل شده.

از دقیقه 1 تا 90 هم میتونسته حل بشه. اما نشده.

دادن حاجت به بنده اش در دقیقه 90کمک میکنه که بیشترعبادتش کنه.

آخه میدونید مشکل دقیقه 1 که حل بشه آن رازو نیازی که خدا دوست داره بنده اش با او داشته اشه رو نداره.

امشب فهمیدم خدا به ما کمک میکنه که بنده خوبی برای او باشیم

خدا که نیازی به عبادت من غرق در غفلت و نادانی و گناه نداره

میخواهد با روبرو کردن با مشکلات و سختی ها، به نوعی راه رو نشون ما بدهد.

چشمها رو باز کنیم.خدا خودش داره به ما کمک میکنه.

اگر به من غافل از اوسختی رو نشان نده ،من روز به روز بیشتر و بیشتر غافل از او میشوم.

خدا همه حاجتهای بندهاش رو ختم به خیر میکنه.

من بنده باید عرضه داشته باشم که وقتی خدا میخواهد بوسیله سختی ها من رو به سوی خودش بکشه از این فرصت استفاده کنم

با یک تیر دو نشان .یکی اینکه مشکلم حل بشه.دوم و مهمتر اینکه یک مقدار از سنگینی بار گناهام کم کنم.

خدا ارحم الراحمین است....

شکر الله




جمعه 1384/11/21
اللهم عجل لولیک الفرج

سلام

چه زود برگشتم!،نه؟...


ای زمین کربلا ،امشب حسین تنها بود

من یقین دارم که امشب ساربان اینجا بود

 

خودم دیدم که صحرا لاله گون بود

پر از انا الیه راجعون بـــــــــــــــــود

خودم دیدم ،خودم بردم به خیمه اصغرم را

خودم دیدم علی اکبرم را

خودم دیدم سرش را میبریدند


منحنی زندگی از دید من

 

این منحنی رو کشیدم.تفسیرش هم با دوستان

التماس دعا از دوستان

 



خداحافظ
پنجشنبه 1384/11/13

از محرم نوشتم

اما همه اش پاک شد

قسمت نبود

خداحافظ .حداقل برای یک مدتی...



دلتنگی
جمعه 1384/11/07

 

اگر زتو دورم 

        چه باک؟

دل من که جغرافيا نميداند

اگر تيز رخش زمان ميگذرد

چه خيال؟               

دل من که تاريخ نميخواند

به هرچه بوی تو میداد نظر کردم

تا دل تنگی ز تو                        

به نزد خود یابم                               

چه سود؟               

دل من که تنگ نمی ماند

چرا که ذره  ذره اش  پر ز "تو" ست

دل من تا همیشه برای توست

دل من تنگ کسی است




پنجشنبه 1384/11/06

شاید دارم چرت و پرت میگم اما میگیم دیگه...

 

وقتی ار انسانها قطع امید میکنی و از دنیای انسانها خسته میشوی احساس میکنی که سر جلسه امتحان نشستی.

وقتی که درست رو خوب بلدی با سرعت همه سوالات رو جواب میدی.وقتی چیزی بلد نیستی که بنویسی خودکارت رو میذاری روی برگه امتحانیت و منتظر پایان امتحان میشینی و دوست داری هر چه زودتر از سر جلسه امتحان بلند شی و بری.اما یادت نیست بعد این امتحان بلافاصله امتحان بعدی شروع میشه.مراقبین و ناظرین جلسه هم حی و     حاضرند.میتونم تقلب کنم مثل خیلی ها که دائم در حال تقلبند.استاد همه کسایی و که تغلب میکنند رو میبینه.گاهی هم تذکراتی میده و شایدهم مراقبین در آخر مجبور به گرفتن برگه شوند و در آخر هم نمره مردودی.چرا کسی به من کمک نکرد که من هم بتونم نمره قبولی بگیرم.چرا که وقتی من درسم رو بلدم به کسی یاد نمیدم که اون هم بتونه نمره قبولی بگیره.گاهی وقتها هم درس میخونیم و سر جلسه یه اتفاقی می افته که آدم  آشفته میشه و خیلی چیزها یادش میره.استاد متوجه قضیه هست و کمک میکنه.خدا بنده اش رو خیلی دوست داره ووقتی بنده اش رو میشناسه نمره قبولی توی برگه سفید ما درج میکنه.(اگه میشه کاسه داغتر از آش نشیم و همه چیز رو بگذاریم به عهده خود استاد).فاصله بین امتحانات بنده با خدای خودش صحبت میکنه  و شاگرد از استادش راهنمایی میخواد که واسه امتحانهای بعدی چیکار کنه .استاد هم میگه برو جزوه ات رو بخون همه مسائل رو توش میتونی پیدا کنی اگر هم اشکال داشتی از بعضی از شاگرهایی که ممتاز هستند و از طرف من برای حل نمرین و مشکل دیگران تعیین شدند میتنونی ازشون کمک بگیری.

 

بعد از چند سال زندگی فهمیدم برای کمک هیچ وقت دست گدایی جلوی هیچ انسانی دراز نکنم و هیچ گوشی رو برای شنیدن 4 کلام درد و دل فرا نخوانم چون ممکنه موجب اذیت م آزار انسان دیگه بشم.

فهمیدم که فقط خداست که هر چقر براش درد و دل میکنی خسته نمیشه وتازه آدم احساس ارامش میکنه که با کسی حرف میزنه که گوش شنواست و مثل خیلی از ما ادمها از ادم به خاطر گوش دادن به درد و دل ادم توقع نداره .

بعضی وقتها هم که بخواهی 4 کلام درد و دل کنی میگن اقا چقدر ناامیدی.بعضی ها هم اصلا فرار میکنند که  مبادا یک وقت  بیماری دلتنگی  طرف بهشون سرایت کنه.

امروز یکی از دوستام به من میگفت تو رو که میبینم که همیشه میخندی و شادی ، همه غم و غصه هام رو فراموش میکنم وبه زندگی امیدوارتر میشم.خوب خدا رو شکر (با دوستان که هستیم دوست دارم همیشه جمع شادی داشته باشیم)

به نظر من  هیچ وفت از کسی چیزی رو گدایی نکنیم .کشکول گداییمون رو به طرف خودش دراز کنیم.

از یک چیزی هم متاسفم که هر انسانی پیش خودش معرفت و مرام رو یه چیز معنا میکنه(میدونم انسانها با هم تفاوت دارند) و هر کسی پیش خودش میگه بابا من چقدر ادم با مرام و معرفتیم!!!.(روی سخنم بیشتر با خودمه)

 

هوای گریه دارم تو این شب بی پناه

دنبال تو میگردم ،دنبال یک تکیه گاه

دنبال اون دلی که تنهایی رو میشناسه

دستای عاشق من لبریز التماسه                            



Copyright ©2004-2012, Mosaafer.com