سلام...
ما سرخوشان مست دل از دست دادهايم
همراز عشق و همنفس جام بادهايم
بر ما بسی کمان ملامت کشيدهاند
تا کار خود، ز ابروی جانان گشادهايم
ای گل تو دوش، داغ صبوحی کشيدهای
ما آن شقايقيم که با داغ زادهايم **
پير مغان ز توبه ما گر ملول شد
گو باده صاف کن که به عذر، ايستادهايم **
کار از تو می رود، مددی ای دليل راه
کانصاف میدهيم و ز راه اوفتادهايم **
چون لاله، می مبين و قدح در ميان کار
اين داغ بين که بر دل خونين نهادهايم
گفتی که حافظ، اين همه رنگ و خيال چيست
نقش غلط مبين که همان لوح سادهايم **
از همه دوستان التماس دعا دارم