بسم الله الرحمن الرحیم
سلام...
زندگی- مرگ
هیچ وقت مرگ را برای خودم دور ندیدم...همیشه نزدیک بوده برایم!
در تاریکی شب، یک برگ کاغذ سفید را جلوی چشمم گرفتم .
با چشمهایم روی کاغذ نوشتم...زندگی -مرگ
این دو کلمه به هم نزدیک شدند و روی همدیگر قرار گرفتند... چی باعث نزدیکی این دو شد...شاید
نیروی جاذبه بین ۲ قطب غیر همنام!
کاغذ رو پرت کردم...افتاد کنارم...دوباره برداشتم و پرتاب کردم باز دور نشد!..دنیا رو در اون برگه تصور
میکردم...بین مرگ و زندگی عجب نیروی جاذبه ای است و من غافل از آن هستم.زمانی هم که متوجه این
جاذبه شدم دیدم هیچ گریزی از حقیقت نیست!
من ایشون( من یک مادرم .... همین !)رو نمیشناسم اما یک بار اتفاقی وبلاگشان رو دیده بودم!
آخرین پستشان تسلیت به یکی از دوستانشان به خاطر از دست دادن برادرشان بود!!!
خدایا تسلیمتم...
خدایا به حق مادر تمام شیعیان ـحضرت زهرا(س)- این مادر بزرگوار را قرین رحمت بفرما ...انشاالله
تسلیت میگم به خانواده اشان و دوستان بزرگوارشان
برای شادی روح این عزیز بخوانیم رحم الله من یقراء فاتحه مع الصلوات
روحشان شاد و یادشان گرامی ...