شاید دارم چرت و پرت میگم اما میگیم دیگه...
وقتی ار انسانها قطع امید میکنی و از دنیای انسانها خسته میشوی احساس میکنی که سر جلسه امتحان نشستی.
وقتی که درست رو خوب بلدی با سرعت همه سوالات رو جواب میدی.وقتی چیزی بلد نیستی که بنویسی خودکارت رو میذاری روی برگه امتحانیت و منتظر پایان امتحان میشینی و دوست داری هر چه زودتر از سر جلسه امتحان بلند شی و بری.اما یادت نیست بعد این امتحان بلافاصله امتحان بعدی شروع میشه.مراقبین و ناظرین جلسه هم حی و حاضرند.میتونم تقلب کنم مثل خیلی ها که دائم در حال تقلبند.استاد همه کسایی و که تغلب میکنند رو میبینه.گاهی هم تذکراتی میده و شایدهم مراقبین در آخر مجبور به گرفتن برگه شوند و در آخر هم نمره مردودی.چرا کسی به من کمک نکرد که من هم بتونم نمره قبولی بگیرم.چرا که وقتی من درسم رو بلدم به کسی یاد نمیدم که اون هم بتونه نمره قبولی بگیره.گاهی وقتها هم درس میخونیم و سر جلسه یه اتفاقی می افته که آدم آشفته میشه و خیلی چیزها یادش میره.استاد متوجه قضیه هست و کمک میکنه.خدا بنده اش رو خیلی دوست داره ووقتی بنده اش رو میشناسه نمره قبولی توی برگه سفید ما درج میکنه.(اگه میشه کاسه داغتر از آش نشیم و همه چیز رو بگذاریم به عهده خود استاد).فاصله بین امتحانات بنده با خدای خودش صحبت میکنه و شاگرد از استادش راهنمایی میخواد که واسه امتحانهای بعدی چیکار کنه .استاد هم میگه برو جزوه ات رو بخون همه مسائل رو توش میتونی پیدا کنی اگر هم اشکال داشتی از بعضی از شاگرهایی که ممتاز هستند و از طرف من برای حل نمرین و مشکل دیگران تعیین شدند میتنونی ازشون کمک بگیری.
بعد از چند سال زندگی فهمیدم برای کمک هیچ وقت دست گدایی جلوی هیچ انسانی دراز نکنم و هیچ گوشی رو برای شنیدن 4 کلام درد و دل فرا نخوانم چون ممکنه موجب اذیت م آزار انسان دیگه بشم.
فهمیدم که فقط خداست که هر چقر براش درد و دل میکنی خسته نمیشه وتازه آدم احساس ارامش میکنه که با کسی حرف میزنه که گوش شنواست و مثل خیلی از ما ادمها از ادم به خاطر گوش دادن به درد و دل ادم توقع نداره .
بعضی وقتها هم که بخواهی 4 کلام درد و دل کنی میگن اقا چقدر ناامیدی.بعضی ها هم اصلا فرار میکنند که مبادا یک وقت بیماری دلتنگی طرف بهشون سرایت کنه.
امروز یکی از دوستام به من میگفت تو رو که میبینم که همیشه میخندی و شادی ، همه غم و غصه هام رو فراموش میکنم وبه زندگی امیدوارتر میشم.خوب خدا رو شکر (با دوستان که هستیم دوست دارم همیشه جمع شادی داشته باشیم
)
به نظر من هیچ وفت از کسی چیزی رو گدایی نکنیم .کشکول گداییمون رو به طرف خودش دراز کنیم.
از یک چیزی هم متاسفم که هر انسانی پیش خودش معرفت و مرام رو یه چیز معنا میکنه(میدونم انسانها با هم تفاوت دارند) و هر کسی پیش خودش میگه بابا من چقدر ادم با مرام و معرفتیم!!!.(روی سخنم بیشتر با خودمه)
هوای گریه دارم تو این شب بی پناه
دنبال تو میگردم ،دنبال یک تکیه گاه
دنبال اون دلی که تنهایی رو میشناسه
دستای عاشق من لبریز التماسه