...بینهایتِ دور و بینهایتِ نزدیک...
و من درون صفری هستم که آنقدر کوچک است که تمام روح و جسمم
رو آزرده کرده است. من میخوام بیرون بیایم از این صفر که روز به روز
تنگ و تنگتر میشه.درون این صفر همه چیز صفر است ...
یکی دست مارو بگیره .دوست خوب به درد همین روزها میخوره دیگه...
خیلی التماس دعا دارم