سلام

بعد از وداع از مدینه ،وداع با مهربانترین شهر دنیا از مسجد شجره محرم میشویم و
لبیک گویان به سمت مکه مکرمه حرکت میکنیم...
در طول راه از مدینه به مکه نمیدانستیم به مدینه پر از نورو برکت بیاندیشیم یا به مکه
و عظمت بی حد و اندازه اش...
وارد شهر مکه میشویم...در مقابل یکی از دربهای ورودی مسجدالحرام ایستاده
ایم...واقعا داخل مسجدالحرام چه خبر است...یه ترس یه ذوق و شوق یا یه حسی که
نمیدانم چه واژه ای برایش انتخاب کنم...
سر به زیر افکنده وارد میشویم...زمان این شده بود که سر بر آوریم به خانه خدا نگاه
کنیم...برای اولین بار که به خانه خدا نگاه میکنی همه وجودت چشم میشوند و چشمان
انسان یارای دیدن این همه عظمت و ابهت را ندارد و پر از اشک میشود.همانجا سر
به سجده میگذاریم و مانند فرزندی که سالیان سال از مادر دور بوده است زار میزنیم
و شکر خدایی را میگوییم که میهمان خانه او شده ایم...
با تمام وجودمان نزدیک به خانه خدا میشویم و وارد جریانی از انسانها میشویم که به
دور خانه خالق خود میگردند...با گفتن الله اکبر طواف را از مقابل سنگ حجر
الاسود شروع میکنیم...دل آرامش خود را در کنار خانه پروردگارش به دست می
آورد...موقع طواف ناخوداگاه به بعضی از سوالهای انسان که سالیان سال بی جواب
مانده بود جواب داده میشود و سوالات جدیدی به ذهن محدود انسان خطور میکند که
شاید سالیان سال باید به آن فکر نمود....