خدايا!
به هر كه ميوهي سنگين عشق ميدهي، شاخهي وجودش را ميشكني.
تو خود مرهم شاخههاي شكسته باش.
خدايا!
آنچنان غريق درياي غربتمان مكن كه به سمت هر خاشاك عاطفهاي دست نياز دراز كنيم.
پناه بر تو از تنهايي و غربت و بي كسي.
خدايا!
ما را آنچنان نگران خودت كن كه هيچ جاذبه و دغدغه اي نگاهمان را از تو نگيرد.
كور باد چشمي كه تو را نگران خويش نميبيند.
خدايا!
اگر نگاه لطف تو با ماست، چه باك اگر همه خلايق، روي از ما بگردانند
و اگر نيست چه سود اگر همه خلايق، رو به ما كنند.
خدايا!
از يادمان مبر كه اصل زندگي آن سوي اين ديوار است
تا براي اين نصفه روز عمر جاودانهمان را تباه نكنيم.
خدايا!
عشق پريدن و عطش رسيدن شدت گرفته است.
اكنون كه روزنههاي شهادت بسته است، راهي به سوي خودت بگشا!
خدايا!
اگر بناست آن محبوب آسماني را فقط چشمهاي پاك ببينند،
آلودگان و تردامنان سر بر شانهي كه بگذارند؟!
خدايا!
گفتي دل شكسته بايد آورد.
يعني دل از اين شكستهتر ميخواهي؟...